حتماً میدانید که شاه قبلی آمد و گفت کورش تو بخواب که ما بیداریم و سه سوت بعد، خودش زیر و زبر شد و رفت کنار دست باباش. و بعد انقلاب شد و امثال خلخالی آمدند و گفتند که بالکل قبر کورش را باید خراب کرد و کلاً «کورش وایستا که قابیل با بیل آمد» و هنوز کلنگ به زمین نزده اوضاع و احوال یکمی تغییر کرد و اینها هم فقط به بدنام کردن آن مرحوم قناعت کردند و رفتند پای منقلشان.
خلاصه، کورش فقید هنوز از شوک این تغییر و تحولات در نیامده بود که آمدند و سد بستند و آب گرفتند به آرامگاه ابدیاش. و آن خدا بیامرز را توی گرمای تابستان و چله زمستان با یک لا کفن، حیران و ویران یک لنگه پا توی قبر سرپا نگاه داشتند. چند وقت بعد از آن، سلطانعلی خامنهای رفت نمایشگاه کتابهای منتخبش و تا مجسمه سربازان کورش را دید، رویش را کرد آنطرف وگفت پیف پیف. بادمجان دور قاب چینها هم بالفور مجسمه ها را جمع کردند و جایش کاکتوس کاشتند تا آقا خوشش بیاید.
البته مصیبتهای کورش به همینجا ختم نشد. تازه اینهایی که گفته شد در مقابل آنچه که بعداً سر کورش آوردند اصلاً مصیبت که به حساب نمیآید، هیچ، تازه یکجور زنگ تفریح است.
همین چند وقت پیش بدترین اتفاقی که ممکن است بر سر یک میّت بیاید برای کورش اتفاق افتاد. آن بنده خدا حاصل یک عمر فلسفه و منطق و خداپرستی و انساندوستی را جمع کرد و داد در قالب یک منشور روی سنگ نوشتند و به سرتاسر سرزمین پهناورش اعلام کردند. کورش در منشور خودش کل حقوق بشر از سر برج تا ته برج را مشخص کرده بود و کم و کسری نگذاشته بود. اما بعد از 2500 سال یک موجود خدا نشناس که تک تک کردارش خلاف گفتار کورش بود آمد و از منشور او رو نمایی کرد. و بدتر از همه دستمال گردن عربی را انداخت گردن کورش پارسی! و آبروی چند هزار ساله او را طرفهالعینی ریخت و رفت.
خلاصه یکی نبود به آن مرحوم مغفور بگوید: کورش پا شو فرار کن که احمدینژاد آمد؟!
ّ
نسل سوخته گفت
خدا رو صد هزار بار شکر که حداقل کوروش کبیر رو داریم تا پزش رو بدیم… چون با ظهور اعجوبه ای مانند احمقی نژاد، تمدن ما تا حد قبایل بدوی از قبیل هونها، تاتارها، مغولها و انسانهای نئاندرتال سقوط کرده و خواهد کرد. (احتمالا این سقوط تا دوران ژوراسیک هم پیش خواهد رفت). با ادامه ی چنین وضعیتی اصلا دور از ذهن نیست که بزودی مجبور شویم بجای خودرو سوار اسب و الاغ بشویم و بجای خانه در غارها و با روی درختان زندگی کنیم و بجای رفتن به قصابی چماق خود را برداشته و به شکار برویم. فقط مانده ام که در آن زمان هم ولی فقیه خواهیم داشت یا نه؟؟؟!!!
sheeva گفت
سلام شوهر خواهرم که بسیجی هست میگفت بهشان گفتند که اگر اتفاقی مثل ژاپن برای نیروگاه بوشهر یا نتنز بیفتد باید قرصهای یود و پتاسیم بخورند متاسفانه داروخانههای این شهرها خبر دادند که دولت تمامی این قرصها را برای پاسداران و بسیجیها خریداری کرده. به عبارت دیگر مردم باید بروند بمیرند. همیشه میگفتند بسیج یعنی ملت اگر ملت بسیج واقعی هستند چرا دارو فقط برای پاسدارها هست و نه برای مردم. شوهر خواهرم این سوال را میکند ولی جرات نکرد خودش بنویسد.